|
|
|
جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠
سهشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩ دلم فقط ... گاهی تنگ ...
دلم کمی ... تو را می خواهد کمی روزهایی را میخواهد که می گفتی دلت مرا می خواهد دلم بیشتر از آن که تو را می خواهد دیگر تو را نمی خواهد دلم فقط کمی تنگ می شود ... دلم فقط باران که می آید برف که می آید خورشید که می آید ماه که می آید راه که می روم حرف که می زنم به خیابانها که نگاه می کنم کمی و فقط کمی تنگ می شود ... برای ... روزهایی که ... تلخ ... گذشت. شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ بعد از اینهمه وقت فقط همین که:
دنیا درست به اندازه دل منه نه بزرگتر، نه کوچیکتر وقتی دلم گرفته دنیا هم جایی برای دیدن، جایی برای شنیدن و جایی برای رفتن نداره وقتی دلم نگرفته هزار و یک جای نرفته و ندیده و هزار و یک حرف نشنیده و نگفته وجود داره. ... سهشنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸ طبیب من
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق چو درد در تو نبیند، که را دوا بکند تو با خدای خود انداز و کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند ... یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧ سلام ...
فقط خواستم پست قبلی آخرین حرفم نباشه.
شاید بشه طور دیگه ای دنیا رو دید. یکی می گفت باید به خدا ایمان بیاری. شنیدن این حرف درد داشت ولی فکر کردم شاید اینطوری باشه.
میام می گم. سهشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٧ ...
امروز دارم فکر می کنم که "من" طوری نشکسته ام که بشود بند بخورم.
حرف بی خود نمی زنم. این را بعد از چند سال تلاش می گویم.
حالا که هر جا را نگاه می کنم مشکلی نیست فقط حس اینروزهام بدبختی ست. سهشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧ ...
من خوبم
و هوا هم خوبه
سهشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧ بگرد لیلا ..
بگرد لیلا .. بگرد پرونده های بایگانی شده را بگرد تقدیر نامه هایت را بگرد قبض های آب و برق و گاز و ... را بگرد کشوهای میزت را بگرد حتما در یکی از این برگه ها برگه ای تاریخ دار خواهی یافت بگرد لیلا بالای نامه های اداری و پایین نامه های دوستانه معمولا تاریخ دارند ؛ پس نامه ها را هم بگرد بگرد لیلا کیفت را هم بگرد هر کارتی در کیف داری چک کن کارت ها تاریخ اعتبار دارند پاکت های شیر قوطی های کنسرو و شیشه های مربا را بگرد .. اینها تاریخ انقضا دارند کارت ها را بگرد بگرد لیلا آلبوم ها را بگرد عکس ها سیر زمان را ثبت می کنند بگرد لیلا گاوصندوق خانه را بگرد شناسنامه ، کارت ملی ، .. بگرد من مطمئنم که دلت را در " مکان " جا نگذاشته ای
پس " زمان " را بگرد .. زمان را که می گردی آینده را هم بگرد شاید دلت را در آرزویی دست نیافتنی جا گذاشته ای .. بگرد لیلا .. بگرد
احسان پرسا
دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦ من اینجام.
![]()
شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦ ...
حالا که در کویر ساخته ی دستهای تو نشسته ام جرم یعنی همین، که دلم برای مهربانی پیچک حضورت تنگ شود برای تبرئه دلم گاهی می رود می رود می رود نمی دانم کجا! چشم که بر هم می گذارم می بینم نیست وقتی بر می گردد می بینم مهربانتر شده، به دروغ می گوید که دلتنگ تر شده. لبخند که می زنم فکر می کند باورم شده . نمی داند که دردم بیشتر شده. [ خانه| پست الكترونيك ] |
خانه پست الكترونيك پرشينبلاگ |